اطلاعیه ها

مفهوم خلاقيت نزد کودکان

تاریخ انتشار : 1396/1/15-- نویسنده: پروانه مجد-- موضوع: روانشناسی

ميگويند: لئوناردو داوينچي در شبهاي باراني لكههايي را كه روي ديوارها بر اثر رطوبت نقش ميبست، تماشا ميکرد و به توصيف تصاويري كه ميديد، ميپرداخت و حتي آنها را نشان ميداد. همين طور در تركهاي ديوار، چين و شكن آبهاي راكد را مشاهده ميکرد يا در ابرها، تصاوير و مناظري را ميديد. شايد خود ما هم بازي ابرها را در دوران كودكي به ياد داشته باشيم كه چگونه در روزهاي ابري به آسمان نگاه ميکرديم و نام حيوان يا منظرهاي را ميگفتيم و هر يك در ابرها به دنبالش ميگشتيم و آن كس كه زودتر آن را پيدا ميكرد، برنده ميشد. نگاه لئوناردو داوينچي و بازيهاي كودكانه شما نشان از تخيل و خلاقيت ميباشد همراه با تخيل، خلاقيت در سالهاي اول زندگي كودك و سپس در ساير زمينهها و فعاليتهاي او قابل مشاهده است. بدون ترديد جاندارپنداري يا حيات بخشي به پديدهها يا اشياي بي روح، براي كودكان نوعي احساس خوشايند و رضامندي دروني را به همراه دارد. جاندارپنداري بازيهاي آنها را بانشاطتر ميکند، بخصوص در دوراني كه كودكان نميتوانند با اطرافيان بازي كنند. زماني كه كودك با كسب مهارتهاي اجتماعي ميتواند با ديگران ارتباط بيشتري برقرار كند، رغبت او به بازي با اسباب بازي كمتر ميشود. جاندارپنداري نه تنها مانعي براي رشد مهارتهاي اجتماعي نيست، بلكه كودك با نشان دادن احساس همدلي و همدردي با اشيايي كه آنها را در تخيل خود جاندار ميپندارد، ميآموزد كه با ديگران در موقعيتهاي مختلف چگونه رفتار كند. وقتي كه كودك با لالايي عروسك خود را ميخواباند، ترس او از تنهايي كاهش مييابد.بازي نمايشي در بازي نمايشي كه اغلب به بازي ساختگي و قصه گونه (باور كنيد كه همين طور است) معروف است، كودك از اسباب بازيها به جاي آدمها و حيوانات استفاده ميكند. بازي نمايشي همانند جاندارپنداري است و به هنگام شروع مدرسه، كودكان رغبت كمتري به اين بازي نشان ميدهند. در واقع زماني كه قدرت استدلال كودك بيشتر ميشود، گرايش او به بازيهاي ساختگي به حداقل ميرسد و تخيل و انديشه خلاق كودك به طرف چيزهاي ديگر سوق مييابد. استون و چرچ الگوهاي بازي نمايشي كودكان را به اين صورت توصيف كردهاند :                                                                            

-1 براي كودك 2 ساله يك قطعه آجر ميتواند به جاي عروسك، قطار، ساختمان يا گاو باشد.

2-براي بچه 5 ساله يك قطعه آجر از وسايل ساختمان سازي محسوب ميشود و با آن ايستگاه قطار يا ماشين درست ميکند.

 در بازيهاي نمايشي، كودك با خلاقيت خود از هر چيزي استفاده ميکند و صداي مورد نظر را هم از خودش در ميآورد.

بازيهاي سازنده:  بازيهاي سازنده شكل بسيار مطلوبي از خلاقيت كودكان است. عمدتا به هنگام ورود به مدرسه علاقه كودكان به بازيهاي دراماتيك بتدريج كاهش يافته، به بازيهاي سازنده بيشتر روي مياورند. البته اين بدان معنا نيست كه بازيهاي سازنده با خاتمه يافتن بازيهاي دراماتيك آغاز ميگردد، بلكه بازيهاي سازنده خيلي زود و حتي غالبا زودتر از بازيهاي دراماتيك شروع ميشود.

 يكي از دلايل اين امر كه بازيهاي سازنده بخصوص در سنين قبل از دبستان از اشكال بسيار جالب و دوست داشتني خلاقيت ميباشد، اين است كه در اين بازي كودك ميتواند بدون همبازي مدتها سرگرم بوده، لذت ببرد. در بازيهاي دراماتيك غالبا كودك نياز به همبازيهايي دارد كه بعضي از نقشها را عهدهدار شوند مثلا نقش پدر يا مادر را بازي كنند. گرچه كودكان از عروسكها نيز براي همين منظور بهره ميگيرند، اما اين بازي در صورتي لذت بخش تر خواهد بود كه كودك لااقل يكي دو نفر همبازي داشته باشد. از متداولترين اشكال بازي سازنده ميتوان از كشيدن نقاشي و ساختن چيزهاي مختلف نام برد. انتخاب موضوع نقاشي يا ساختن چيزهاي مختلف از گل، خمير، آجر، سنگ، كاغذ، تخته و غيره به عوامل گوناگون از جمله قدرت تخيل و خلاقيت كودكان بستگي دارد. كشيدن تصاوير چيزهايي كه كودك به ياد ميآورد و يا چيزهايي كه دوست دارد، بيانگر ذهن خلاق اوست. بازيهاي سازنده قدرت تخيل و خلاقيت كودك را تقويت نموده، موجبات بهداشت رواني و لذت بخش حياتي او را فراهم ميکند.

همبازيهاي تخيلي:  دوست يا همبازي تخيلي ميتواند، يك شخص، يك حيوان و يا چيزي باشد كه كودك در ذهن خود خلق كرده، تا همدم و همبازي او باشد. در بسياري از بازيها، كودك دوست دارد كه يك همبازي داشته باشد تا از بازي لذت بيشتري ببرد. زماني كه كودك همبازي دلخواه ندارد، در ذهن خود يك همبازي تخيلي بوجود مي آورد. در شرايطي نيز كه كودك تجارب  ناخوشايندي از بازي كردن با ساير كودكان دارد و يا اين كه به لحاظ كمرويي فوقالعاده قدرت برقراري ارتباط با ديگران را ندارد، همبازي تخيلي را به همبازي واقعي ترجيح ميدهد. غالبا دوستان تخيلي بچهها، كودكاني هستند همجنس و همسن و سال خودشان كه براي آنها اسمهايي هم تعيين ميكنند. ويژگي دوست يا همبازي تخيلي اين است كه هر وقت كودك بخواهد حاضر است، همبازي تخيلي كاملا مطيع كودك است، هرچه او بخواهد انجام ميدهد و هر زمان كه اراده كند حضور دارد. همبازيهاي تخيلي در نزد كودكان فوقالعاده تيز هوش، بيشتر از كودكاني است كه از نظر هوشي در حد متوسط قرار دارند. در واقع داشتن يك همبازي تخيلي، خود نشانهاي از قدرت خلاقيت كودك است و به همين دليل براي كودكان عقب مانده ذهني، اين مساله نميتواند مورد چنداني داشته باشد.

خيالبافي : خيالبافي شكل ديگري از بازي ذهني است كه در آن كودك خودش را در عالم خيال رها ميكند. در اين بازي ذهني (فانتزي) كودك خود را به گونهاي ميداند كه دوست دارد. اگر خيالبافي كودكان كه عمدتا موضوعات آن از رسانههاي جمعي، راديو، تلويزيون و سينما سرچشمه ميگيرد، كنترل نشود ميتواند خطرناك باشد.

دروغهاي عجيب و غريب يكي ديگر از جلوههاي بسيار متداول خلاقيت در ميان كودكان، گفتن دروغهاي عجيب و غريب يا به اصطلاح دروغهاي شاخدار است. بديهي است اين نوع دروغها با دروغ گفتن آدمهاي بزرگسال كاملا متمايز و متفاوت است. در اين جا كودك هرگز نيت تقلب، كتمان حقيقت يا فريب ديگران را ندارد و به آنچه كه ميگويد واقعا و به روشني باور دارد. بسياري از اين قبيل دروغهاي بچگانه و باورنكردني، از خيالبافي سرچشمه ميگيرد. در عالم خيال كودك خودش را در هر موضعي كه تمايل دارد، قرار ميدهد و به لحاظ لذتي كه از اين حالت ميبرد بسيار مشتاق است تصورات او در عالم واقع نيز رخ ميدهد، لذا آنچه را كه ميخواهد باشد به زبان ميآورد و نه آنچه را كه واقعا هست!

 اين نوع دروغهاي تخيلي در سنين 4 و 5 سالگي به اوج خود رسيده، بتدريج همراه با رشد ذهني كودك و گسترده شدن دامنه اطلاعات وي بطور قابل ملاحظهاي كاهش مييابد و بندرت پس از ورود به مدرسه قابل مشاهده است. در هر حال واكنش بزرگسالان نسبت به اين كودكان كه نشاني از قدرت تخيل و خلاقيت آنهاست، هرگز نبايد تنبيهگرانه باشد، و هيچ وقت نيز نبايد دروغهاي تخيلي كودكان را حمل بر نيت سوء آنها كرد.

درباره نویسنده

سروش اربابی
سروش اربابی